نوشتهشده به وسیلهٔ: سجاد در: اکتبر 9, 2009
شدم با چت اسير و مبتلايش / شبا پيغام مي دادم از برايش به من مي گفت هيجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقي صد داد و بيداد بگفت هاله ز موهاي کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش بگفت چشمان [...]
دیدگاه های اخیر